السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي

37

شرح كتاب القبسات

را عبارت از آنچه شئ در آن محقّق ومستقرّ مىشود ، بدانيم . لذا هر موجودى به حسب مرتبهء وجودي خود داراى ظرفى است ، وهرگاه كه مثلا داراى كشش مادّى نباشد داراى ظرف وجودي مخصوص به خود است . مقدّمهء دوم : در سلسلهء وجود ، عوالم گوناگونى قابل اعتبار است . بدين توضيح كه : بنا بر أصل مسلّم « الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد » از واحد بسيط احدى الذات بيشتر از يك معلول بسيط صادر نمىگردد ، واين در حالي است كه در عالم وجود ، موجودات متعدّدى قابل رؤيت است ، بنا بر اين به مقتضاى برهان انّى بايد علّتى براي حصول اين موجودات متكثّر مادّى مفروض باشد ، پس حدّ أقل يك واسطه بين واجب الوجود وعالم مادّى وجود دارد . با جستارى ديگر نيز مىتوان أساس اين بيان را چنين استوار ساخت كه : در عالم مادّى حركت قابل مشاهده است ، هر حركتي نيازمند به محرّكى است ، واز سويى نظام عالم مادّه محدود است ، پس بايد محرّك أولية نظام عالم مادّه ، خارج از سلسلهء مادّيات باشد ، حال از طرف ديگر تخلّف علّت تامّه از معلول ، محال وعلّت همگام با معلول است ؛ پس بايد محرّك مفروض همگام با حركت باشد « 1 » ، واين در حالي است كه نسبت خداوند به مادّى يكسان وفراسوى نسبت حركتي است ، بنا بر اين در سلسلهء وجود بايد واسطه‌اى بين خداوند وعالم زماني باشد . پس در نظام وجود ، علاوة بر عالم احديّت ومادّيت ، عالمي ديگر كه واسطهء بين ثابت ومتغيّر ووحدت محض وكثرت محض است ، وجود دارد . مقدّمهء سوم « 2 » : يكى از مسائل دقيق فلسفي ، تبعيّت عدم از وجود است . عدم از حيث عدم بودن فاقد هرگونه تحقق ومنشأ اثرى است ، وثبوت حكم بر آن در مرتبه

--> ( 1 ) - تحليل فلسفي مسألهء فوق به نحو دقيقى در كيفيت ربط متغيّر به ثابت بررسى شده است . ( 2 ) - براي تفصيل اين مقدّمه بنگريد : شرح مبسوط منظومه ، ج 4 / 75 .